امیرمحمدمامیرمحمدم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره

امیر محمد شاهزاده کوچولو

عزیز از دست رفته

غافلگیر شدن نگاهم را وقتی که چشمانم آویزان هرم نگاهت میشود دوست دارم.... پسرم میخوام از یه فرشته مهربونی که سالهای سال کنارم بود من قدرشو ندونستم و وقتی رفت پیش خدا و در بهشت آروم شد بگم. مادر بزرگ عزیزم که از وقتی که بدنیا اومدم تا وقتی که عروس شدم کنارم بود اما قسمت نشد تا شاهد بدنیا اومدن فرزندم باشه.خیلی دوست داشت عروسی منو ببینه اما اجل مهلتش نداد و خیلی زود پرواز کرد و رفت به آسمون . میدونم که اگه الان بود عاشقش میشدی.... آخه اون دایی علیرضا رو بزرگ کرد چقد دوستش داشت. حیفففففففففففففففف!!!!!! فقط شاهد   بله برونمون بود وای که چقد از بابایی خوشش اومده بود. با...
29 دی 1392

اولین ...

اين روزها كارهاي بامزه ميكني و مادر عاشقت رو غرق لذت . پاهاي كوچولوت رو ميبري بالا... و بعد انشگشت شصت ات رو ميكني تو دهنت...مالاچ مولوچي ميكني بيا و ببيــــن ! مـــادر فداي اون انگشت هاي ظريف ات. و بعد انگشتاي دست ات... و كف پاهات رو به هم ميكوبي كه من عاشق اين كارت هستم . متاسفانه تا حالا نشده از اين لحظه عكس بگيرم، خيلي سعي كردم امـــا... دقيقا از ۱ ماه پيش اين كار رو ياد گرفتي... پسرم خونه مادر جون بودیم که عمه زینب این سوژه ها رو شکار کرد شما هم 5 ماه ده روزه بودی. ...
29 دی 1392

نام تو

میشــــه اسـم پاکتو  رو دل خـــــدا نوشت  میشه با تو پر کشید  تــــوی راه سرنوشت  میشـــه با عطـر تنت  تا خــــود خـدا رسید  میشــه چشــم نازتو  رو تن گلهــــا کـشید  مادرم جـــــونم فـدات  برم قــــربــون چشات  تو اگــــــــه نگام کنی  جون میدم واس نگات   ...
28 دی 1392

عاشق

مگر نمیگویند که هر آدمی یک بار عاشق می شود؟ پس چرا هر صبح که چشمهات را باز میکنی دل می بازم باز؟ چرا هربار که از کنارم میگذری نفست میکشم باز ؟   چرا هربار که میخندی در آغوشت در به در می شوم باز؟   گل قشنگم ! برای ستایش تو بهشت جای حقیر یست با همین دستهایم بی قرار به خدا می رسانمت ...
28 دی 1392

کنار تو

کنار تو تنهاتر شده ام از تو تا اوج تو زندگی من گسترده است از من تا من تو گسترده ای با تو برخوردم،به راز پرستش پیوستم و با این همه، ای شکاف! و با این همه، ای شگرف! مرا راهی از تو بدر نیست زمین باران را صدا می زند، من تو را                                                                                                              ...
28 دی 1392

این روزهای ما

وقتی آبستنی دنیات میشه شنیدن صدای قلب جنینت ... وقتی مادر میشی دنیات عجیب و غریب میشه ...  دنیات کوچیک میشه ... اینقدر کوچیک که هیچ کس غیر از خودت این دنیا رو نمیبینه . دنیات میشه ماشینهای اسباب بازی ...  میشه رنگها ...کارتونها .... دنیات میشه کودکت ... با کودکت رشد میکنی .. بزرگ میشی .. اینقده بزرگ میشی که همه میفهن مادری ... یهویی کوه میشی . وقتی که مادر میشی ، دنیات رو پهن میکنی روی دو تا چشمات خدایا به خاطر تک تک ثانیه های بودن با پسرم شکر شکر ۱۰۰۰ بار شکر ...
28 دی 1392

ای همه وجودممممم

ای همه وجود من...   امروز عشق می بارد و من از میان زیبایی های دنیا تنها تو را باور دارم   به دنبال پروانه ها می دوم در کهکشانی از عشق تا خط جاذبه بر گرد تو می چرخم و سبدی از اطلسی و سوسن را با تن پوشی از شعرهایم به رسم هدیه با بوسه ایی بر لبانت می گذارم و پایان من آغاز می شود در عشقی که هرگز نمی میرد.   ...
27 دی 1392

بابا

چند لحظه ای بیشتر ، نمیگذرد که ... بار ديگر غرق لذتمان كردي و  گفتي  : "  با با جون جون " خوشحالم از اينكه پدرت هم حضور داشت و در اين لذت بزرگ با من شريك شد.   ...
27 دی 1392

نیم سالگی هدیه خدا

این روز ها اینقدر شیطون شدی که فرصت نمیکنم وبلاگت رو آپدیت کنم مجبورم نیمه شبها بیام پسرم ببخش که دیر به دیر مطلب مینویسم.ایشالله ماهگردهای بعدی رو زود به زود مینویسم. تو آمدی و شدی همه چیز من و اینک میخواهم این نوید را به همگان بدهم که نوزاد تازه متولد شده دیروز من امروز 6 ماهه شده و به راستی اینجاست که درک میکنم گذر زمان در کنار تو اصلا احساس نخواهد شد. تمام بی خوابی هایم فدای یک نگاه و لبخند زیبای تو. بوی تنت سرمستم میکند و عطر دل انگیز وجودت مرا از شوق سرشار... دردونه من! امیرمحمد نازنینم. 6 ماه با عشق کنار هم زندگی کردیم و چقدر خوشحالم که تو رو دارم. اصلا باورم نمیشه که نصف سال رو با...
24 دی 1392

حضور قشنگت

 امیر محمّد جانم پسر خوشگلم باور كن تو قشنگترين چيز توي دنيا براي مني باور کن. همه دنيا رو با يه خنده خوشگل تو عوض نمي كنم باور کن. وقتي دستاتو بلند ميكني تا بغلت كنم قشنگترين صحنه ايه كه تو تمام زندگیم دیدم. زندگي يعني همين چيزهاي كوچولو ، خنده هاي قشنگ تو، غذا خوردن با اشتهاي تو،اینکه  بياي تو بغلم سرتو بزاري روي شونم و بغل هيچ كسه ديگه اي نري هر کی صدات میکنه محکم خودتو تو بغلم جا میدی، تو بغل هرکی باشی تا منو میبینی با تمام وجودت میخوای پرواز کنی بیای بغلم. وقتی بابایی از سرکار میاد سریع خودتو میندازی تو بغل بابایی و براش میخندی . وقتی  آروم  تو بغل بابایی میشینی و تل...
22 دی 1392